استرس

استرس

آنچه ما را نکشد ، قوی تر می کند .   فردریش نیچه

فناوری اطلاعات به طور خاص و فناوری به طور عام بر استرس  کاری و زندگی افزوده است تا جایی  که اندیشمندان از استرس فناورانه ( تکنولوژیک ) صحبت می کنند. بمباران  اطلاعات ، تهدید حریم خصوصی ، از بین رفتن تماس های چهره به چهره و کوتاه شدن تاریخ مصرف دانش و مهارتها در اثر فناوری اطلاعات این استرس را دوچندان کرده است. کهنه شدن سریع مهارتها مشاغل را رقابتی تر و تغییر پذیری ملزومات و تقاضاهای شغل  ، تجربه استرس را بیشتر  کرده است.

تبلیغات تجهیزات پزشکی و درمانی شرکت خویش را میتوانید در MyCityAd.ir درج نمایید.

پزشک اتریشی « هانس سلیه »1 پدر استرس در مفهوم جدید آن شناخته شده است . در نظر وی وقایع مثبت و منفی هر دو می توانند به پاسخهای استرسی مفید یا مصر منجر شوند وی استرسی را که پیامدهای مثبت به دنبال دارد استرس مثبت2 می نامد.

به طور کلی استرس یک واکنش تطبیقی به یک عامل محیطی ( بیرونی ) است که پیامدهای فیزیوبوژیک ، رفتاری ، شناختی و روان شناختی زیادی برای هر فرد در پی داشته ، فرد را از حالت نرمال خارج می کند.

1-          استرس  واکنش تطبیقی به یک عامل ( واقعه ، کنش یا موقعیت ) است نه خود آن عامل

2-           استرس انرژی زیادی را از فرد می گیرد یا ایجاد می کند ؛ بنابراین در وقایع و موقعیت های خاص اتفاق  می افتد نه در هر موقعیت معمولی و متداول؛

3-           هر فرد خاصی استرس را به طور متفاوتی تجربه می کند ؛ یعنی تفاوتهای فرد( فیزیولوژیک و روام شناختی ) تاثیر استرس را تعدیل می کند.

4-           استرس فرد را از حالت نرمال خارج می کندو فرد نمی تواند کارکرد معمول خود را داشته باشد.

5-           منظور از عامل محیطی ، استرس زاها هستند که موجب استرس می شوند .

6-           ایجاد سازمان بدون استرس یک تفکر رؤیایی است .

 

1)hans selye

2)eusteress       در لاتين به معني خوب است eu پيشوند استرس بسیار کم به بی تفاوتی ، بی حوصلگی ، بی حالی و بی انگیزگی منجر می شود و استرس بسیار زیاد نیز موجب وحشت از تصمیم گیری و اتلاف انرژی می گردد. بر اساس قانون یرسون ، استرس فقط در محدوده منطقه بهینه کارکردی است و خارج از این محدوده اثر مخربی بر عملکرد دارد افراد و مدیران سازمان باید بکوشند که حد بهینه و کارکردی استرس را حفظ و از استرس های غیر کارکردی جلوگیری کنند؛ یعنی مدیریت استرس هم شامل ایجاد استرس و هم شامل از بین بردن آن می شود .

 تحلیل رفتگی ، بعضی از اندیشمندان ، تحلیل رفتگی را از استرس متمایز می کنند و برای آن مولفه ها و اجزائی بر می شمارند. وبرخی دیگر  آن را نوعی  استرس می دانند تحلیل رفتگی  زمانی رخ می دهد که توانایی فرد در انطباق با استرس تحلیل می رود . این تحلیل توانایی در طول زمان الزاماً به خاطر ویژگیهای  فرد نیست و ممکن است عوامل سازمانی یا محیطی به طور مزمن افراد را به این وضعیت دچار کرده باشد . در حالت تحلیل رفتگی فرد منزوی می شود و احساس می کند که هیچ کنترلی روی خود و محیط ندارد.

 تجزیه و تحلیل مرحله ای  تحلیل رفتگی سودمند است . در مرحله اول فرد احساسات  خود را از دست می دهد؛ در مرحله دوم ، زوال شخصیت و یا بی شخصیتی را تجربه می کند ؛ پس از مرحله زوال شخصیت ، فرد می پندارد که بی لیاقت و ناکارآمد است ، از کار بیزار است و تصور می کند که کسی قدر وی را نمی داند و احساس عدم موفقیت در وی شکل می گیرد . این سه مرحله موجب ایجاد نگرش های منفی ، عجز و ناکامی ،درماندگی ،بیچارگی ، خستگی و انزوا می شود.

 فشار عصبی ، فشار عصبی با استرس یکی نیست . ممکن است که استرس به فشار عصبی منجر شود و بالعکس ؛ یعنی فشار عصبی احتمال دارد که علت یا معلول استرس باشد.

 اضطراب ، ممکن است که استرس همراه با اضطراب  باشد ولی الزاماً این دو مترادف نیستند. اضطراب معمولاً جنبه احساسی و روان شناختی دارد ولی استرس همه جنبه های روان شناختی ، فیزیولوژیک و احساسی را شامل می شود .

 تمامی عوامل محیطی و شرایطی که موجب استرس و سبب صرف انرژی فیزیکی و روانی برای فرد شوند ، استرس زا یا علل استرس محسوب می شوند .

 برای سهولت تجزیه و تحلیل این شرایط و عوامل به چهار دسته درون شخصی ، بین شخصی ، سازمانی و فراسازمانی تقسیم می شود .

1- استرس زاهای درون شخصی ، یکی از مهم ترین استرس زاهای درون شخصی ناسازگاری در اهداف  است . همچنین ناسازگاری بین ارزش ها ، نگرش ها و احساسات نیز می توانند از این نوع تلقی شوند .

 شیفتگی یا اعتیاد به کار ممکن است موجب  استرس شود.پدیده « کارشی »  (Karoshi)  در ژاپن یکی از مصادیق مرگ در اثر کار زیاد است .

2- استرس زاهای بین شخصی – خشونت در معرض خشونت یا ناظر آن بودن یکی از عوامل استرس زاست.

زورگویی و بی نزاکتی.زورگویی ( قلدری )

سوء استفاده جنسی

3- استرس زاهای سازمانی ، دستور العمل ، رویه ها و سیاست ها ی سازمانی ممکن است برای کارکنان استرس زا باشند. استراتژیهای سازمان نیز ممکن است برای کارکنان استرس زا باشد.

کاهش امنیت شغلی یکی دیگر از عوامل استرس زاست کوچک کردن اندازه ، جذب و ادغام سازمان ها در سال های اخیر این موضوع را شدت بخشیده است ؛ به ویژه کارکنان در سازمان هایی که توسط سازمان های دیگر خریداری می شوند ، احساس بدی در این مورد دارند.

4- استرس زاهای فراسازمانی

عوامل استرس زای محیطی عبارتند از :

1-    شرایط خانوادگی

2-    نژاد ، طبقه و جنسیت

3-     شرایط مالی و اقتصادی

4-    تحولات فناوری ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی

5-    جهانی شدن

استرس ادراكي شده

ادراک ، نقش اساسی در استرس دارد  استرس درک شده به ادراک و تفسیر کلی فرد از تاثیر پذیری در برابر استرس زاها اشاره دارد. افراد متفاوت ، یک عامل استرس زای مشابه را به شکلهای متفاوتی ادراک و تفسیر می کنند ؛ از این رو استرس ادراک شده بسیار مهم است .

واکنش به استرس زاها به دو صورت کلی ستیز وگریز رخ می دهد . واکنش ستیز مقابله  فعالانه وواکنش گریز ( دور شدن ،انکار ، پذیرش ) فرار انفعالی است.

اولین واقعه ای که در مواجهه با استرس در بدن روی می دهد فعال شدن سیستم اعصاب خودکار در کسری از ثانیه است . سیستم عصبی خودکار اثر تحریکی خود را از طریق آزاد کردن میانجی های  عصبی شیمیایی ( نور اپی نفرین و اپی نفرین )

مفهوم سازي

فرد در سراسر زندگی با سازگاری مواجه است و سازگاری با مرگ پایان می یابد. منظور از سازگاری فرایندی  است که فرد برای مقابله با محرک جدید به کار می برد .

 سازگار شدن با استرس سه مرحله را از هم متمایز می کند که به مراحل سندرم عمومی سازگاری معروف است .

1-مرحله اخطار1 ، در این مرحله شخص از وجود استرس آگاه می شود و سازرکارهای مناسب را برای مقابله با آن آماده می کند . این مرحله کوتاه و فوری است.

2-مرحله مقاومت ، در این مرحله شخص با عوامل استرس مواجه می شود و نتیجه آن در اکثر موارد ، سازگای و بازگشت به تعادل است .

3-مرحله فرسودگی ، در صورتی که در مرحله مقاومت فرد نتواند به سازگاری برسد ، انرژی صرف شده برای مقابله ، تعادل فرد را مختل می کند و وی دچار فرسودگی و اضمحلال2 می شود.

تعدیل کننده های استرس

1-    شخصیت نستوه ، انسان ها به لحاظ خستگی ناپذیری و سرسختی با هم متفاوت اند . شخصیت نستوه ویژگیهایی دارد که عوامل استرس را خنثی می کند.

2-    کانون کنترل درونی .

3-     عزت نفس ، عزت نفس یا احترام به خود میزانی است که فرد خودش را دوست دارد . عزت نفس زیاد اعتماد به نفس زیاد را در پی دارد و موجب  می شود فرد در مواجهه با عوامل استرس زا استرس کمتری را تجزیه کند. در مقابل افرادی با عزت نفس  پایین تصویر ضعیفی از خود دارند. وقتی تصویر از خود ضعیف است ، فرد در مورد خود مطمئن نیست و احساس تردید دارد. دانشجویانی که عزت نفس بالایی دارند ، در حین ارائه سمینار ، استرس کمتری نسبت به بقیه دارند.

4-    جنسیت

5-    درماندگی اکتسابی . درماندگی اکتسابی یا آموخته شده به احساس از دست دادن کنترل اشاره در تفکرات سلیگمن دارد وی پس از آزمایش روی سگ ها و بعد از آن در مورد انسان ها به این نتیجه رسید که پس از تجربه عدم کنترل بر اوضاع ، تنبیه مکرر و محرکهای آزاردهنده ، حس عجز و درماندگی  به سگ دست می دهد . سگ مورد آزمایش که نمی توانست از شوک فرار کند در نهایت آن را می پذیرفت و حتی تلاش نمی کرد که از این حالت فرار کند  پس از آن هم که سگ در شرایطی بود که می توانست به راحتی از شوک فرار کند این کاررا نمی کرد ؛ زیرا درماندگی و عجز را یاد گرفته بود.

مطالعات بعدی نشان دادند  که انسانها نیز حالت درماندگی را یاد می گیرند درماندگی اکتسابی

1)alarm stage

2)degenerate

موجب می شود حیوانات یا انسانها حتی در شرایطی که می توانند شرایط و اوضاع را کنترل یا از شرایط نامطلوب اجتناب کنند ، به آن تن بدهند و تسلیم شرایط شوند . این مفهوم تبیین می کند که چرا بعضی  از افراد در شرایطی که می توانند از استرس زاها  در محیط  کاری اجتناب کنند این کار را انجام  نمی دهند.

6-    شخصیت نوع B

7-   خوداتکایی  ، خوداتکایی  مبتنی بر نظریه تعلق و وابستگی است و بر چگونگی تظنیم روابط با دیگران دلالت دارد سه الگوی تعلق را می توان از هم متمایز کرد. خوداتکایی  ، تعلق بیش از حد و بی تعلقی . حالت خوداتکایی  یک الگوی  رفتاری است که در آن وابستگی متقابل بین افراد وجود دارد ، یعنی ، در عین استقلال  طرفین ، یک نوع وابستگی  متقابل سازنده بین طرفین ایجاد می شود . افراد خوداتکا وضعیت های استرس زا را راحت تر مدیریت می کنند.

 علاوه بر این هفت مورد ، تواناییها ، تجربیات و مهارتهای افراد نیز می تواند در مواجهه با استرس تاثیر داشته باشد.

به طور کلی فنون مدیریت استرس به دو تنوع مسئله محور و احساس محور تقسیم می شود. فنون مسئله محور به تلاش برای تغيير شرایط اشاره دارد، برای مثال فردی که استقلال کافی در شغل خود ندارد ممکن است در پی مذاکره با مدیر براید تا استقلال کاری اش را افزایش دهد. فنون احساس محور به کاهش تنش احساسی بدون تغییر شرایط بر می گردد؛ یعنی احساس فرد نسبت به شرايط تغییر می کند . در این روش ، فرد برای افزایش استقلال کاری با مدیر مذاکره نمي کند بلکه احساسات خود را در مورد استقلال کاری تغیير می دهد. خودش را متقاعد می کند که اکثر مشاغل استقلال کافی ندارند یا اینکه اصلاً زیادتر ندارد. روش مسئله محور معمولاً «ستیز» و روش احساس محور «گریز» ناميده می شود که هر یک متناسب با شرایط به كار برده می شود.

روش واکنشی و انفعالی به استرس هزینه بر است و معایبی همچون کاهش عملکرد ، غیبت زیاد و ترک خدمت بالا را به دنبال دارد. این روش، روش  درمانی است . اما می توان با استرس به صورت فعال برخورد کرد؛ به جای اینکه منتظر بمانیم که استرس اتفاق بیفتد عوامل استرش زا، استرس و پيامدهای آن را کنترل می کنیم. این روش ، روش پیشگیری است.

بر مبنای مطالب مذکور سه نوع استراتژی» پیشگیری  از استرس­زاها، پیشگیری از استرس، و پیشگیری و درمان پیامدهای استرس در این کتاب مورد بحث قرار می­گیرند؛ یعنی استراتژیهای نوع اول بر استرس­زاها، استرانژیهای نوع دوم بر استرس و استراتژیهای نوع بر پیامدهای استرس متمرکزند. هر کدام از این استراتژیها می­تواند به صورت فردی یا سازمانی به کار گرفته شود.

جدول 3-7 – استراتژیهای مدیریت استرس

استراتژیها

فردی

سازمانی

پیشگیری از استرس زاها

خوش بینی اکتسابی

 مدیریت اوقات

مدیریت اوقات فراغت

طراحی مجدد مشاغل

ابهام زدایی و شفاف سازی

برنامه زمانی کار

سبک مدیریت و ساختار سازمانی

فرهگ سازمانی و ارتباطات

نظام پاداش عادلانه

پیشگیری از استرس

عوامل وضعیتی – شخصی

ارزیابی شناختی از استرس

فنون­سازگاری

مشاوره های روانی

حمایت اجتماعی

تیم سازی

پیشگیری و درمان پیامدهای استرس

آرام سازی و تناسب اندام

مراقبه (مدیتیشن)

رژیم غذایی

بازخور زیستی (فیزیولوژیک)

خود گشودگی (افشا)

درمان پزشکی

برنامه های کمک به کارکنان

زمان استراحت کافی

مرخصی استرس

بهبود شرایط

1 – استراتژیهای فردی پیشگیری از استرس زاها

الف) خوش بینی اکتسابیبدبینی به افسردگی ، موفقیت  پایین و بروز بیماریهای جسمی – روحی منجر  می شود . در مقابل ، خوش بینی موجب شادمانی، موفقیت بالا و سلامت جسمی و روحی می شود.

ب) مدیریت اوقات کاری زمان مشخص ، کارها را به ترتیب اولویت انجام می دهد و استرس ناشی از حجم کاری، تداخل کارها و مهلتهای زمانی را به حداقل می رساند.

ج) مدیریت اوقات فراغت . مدیریت اوقات کاری، اوقات فراغت را نیز تحت الشعاع قرار می دهد.

اوقات فراغت با مرخصیها در این است که اوقات فراغت مستمر است ولی مرخصیها موقتی و دوره ای اند. از این رو توجه به این زمانها و لذت بردن از آنها برای شادابی و سلامت جسمی و روحی در پیشگیری از استرس بسیار حائز اهمیت است

2 – استراتژیهای سازمانی پیشگیری از استرس زاها

الف) طراحی مجدد مشاغل طراحی مجدد همه فنون چرخش شغلی ، گسترش شغلی و غنی سازی باید به کار گرفته شود. استقلال در تصمیم گیری یکی از متغیرهایی است که موجب کاهش ویا افزایش استرس می شود. کنترلهای مکرر استرس زاست و باید کنترل منطقی به کار کرفته شود نه متعدد. افزایش استقلال آزادی عمل خود به خود میزان کنترل را کم می کند.

ب) ابهام زدایی و شفاف سازی . عدم اطمینان و ابهام در نقش و هدف موجب استرس می شود.

ج) برنامه زمانی کار، رعایت برنامه زمانی انعطاف ناپذیر و خشک در کنار نقشهای غیر کاری(خانوادگی) برای هر کدام از کارکنان بسیار مشکل است. ایجاد ساعات کار شناور به گونه ای که ضمن انجام اثر بخش و کارای وظایف سازمان، نقشهای خانوادگی افراد نیز در نظر گرفته شود از میزان استرس ناشی از زمان استاندارد می کاهد. رعایت مهلتهای زمانی یکی از عوامل استرس زا است و این گونه تدابیر مدیریتی می تواند در راستای مدیریت پیشگیری از استرس زاها بسیار موثر باشد.

د) سبک مدیریت و ساختار سازمانی. سبک مدیریت استبدادی و ساختار سازمانی مکانیکی بالقوه استرس زا هستند

طراحی مجدد ساختار و استقرار ساختار سازمانی ارگانیک و مهندسی مجدد برای بهبود فرایندهای کاری نیز باعث پیشگیری از شیوع استرس زاها  می شود.

هـ) فرهنگ سازمانی و ارتباطات. وجود کانالهای ارتباطی متنوع و مورب به پیشگیری از استرس کمک می کند. ارتباطات بالا به پایین بالقوه مخزن استرس است. فرهنگ سازمانی قوی انسجام را در سازمان زیادتر می کند. در مقابل ف فرهنگ سازمانی ضعیف به جای انسجام به تعارض می انجامد و عامل استرس زا در سازمان است.

و) نظام پاداش عادلانه. نظام پاداش عادلانه پادزهر استرس است.

3 استراتژیهای فردی پیشگیری از استرس

الف) عوامل وضعیتی – شخصیتی . وضعیتی که فرد در آن قرار گرفته است و صفات شخصی در تعامل با هم بر چگونگی ادارک استری تاثیر می گذارد

ب) ارزیابی شناختی از استرس. ارزیابی شناختی به چگونگی ادراک فرد از استرس اشاره  دارد. در بخش ادراک بیان شد که افراد براساس ادراک خود از واقعیت عمل می کنند نه خود واقعیت. ممکن است استرسی وجود نداشته باشد ولی فرد احساس استرس کند و بر عکس

ج) فنون سازگاری. اگر عوامل وضعیتی – شخصی و ارزیابی شناختی از استرس مثبت باشد و فرد استرس را ادراک کند، فنون سازگاری کارساز است. فنون سازگاری  شامل ستیز و گریز است. وقتی موقعیت و قدرت فرد برای فایق آمدن بر استرس مطلوب باشد فن فعال ستیز کار سازتر است . فن سازگاری گریز یا اجتناب به معنی این است که برخوردی با مسئله صورت نمی گیرد. در این حالت ، فرد به صورت انفعالی استرس را پذیرفته ف به شرایط تن می دهد و اطاعت کردن را پیشه می کند یا کار خود را به طور موقت یا دائم رها می کند.

4 – استراتژیهای سازمانی پیشگیری از استرس

الف) مشاوره های روانی

ب) حمایت اجتماعی

ج) تیم سازی

5 – استراتزیهای فردی پیشگیری و درمان پیامدهای استرس

الف) آرام سازی و تناسب اندام تناسب اندام در پیشگیری و درمان استرس موثر است.

ورزشهای هوازی توان فرد را در برابر استرس افزایش می دهند.  این نوع ورطزشها باعث می شوند که قلب آهیسته تر کار کند و آسیبهای ناشی از استرس سریع تر بهبود یابند.

ب) مراقبه. مراقبه افکار انسان را به خارج از وجود خود جهت می دهد. مراقبه اکتسابی است و باید به طور آگاهانه و فعال یاد گرفته شود.

ج) رژیم غذایی

د) بازخور زیستی (فیزیولوژیک). بازخور زیستی جهت شناسایی و کنترل علائم استرس مثل انقباض عضلات و فشار خون بالا به کار می رود. در این روش علائم استرس توسط دستگاه به نشانه های قابل تشخیص تبدیل و برای کاهش استرس با استفاده از فنون آرام سازی و مراقبه اقدام می شود.

هـ) خودگشودگی. یکی از بهترین راهها برای درمان استرس خود گشودگی است. در این روش، شخص وقایع استرس زا و مشکلاتش را برای فردی که مورد اعتماد وی است تعریف می کند. طرف مقابل باید بتواند شکیبایی و همدلی بسیار موثری از خود نشان دهد. هر چند که افشای اسرار خود برای دیگران دشوار است ولی این روش در جهت سلامتی و درمان استرس نتایج خوبی به بار آورده است . اگر فرد نتواند مشکلات خود را با شخص دیگری در میان بگذارد می توان از یاداشت استفاده کند.

و) درمان پزشکی. سرانجام در صورت موثر نبودن سایر روشها فردی باید به پزشک مراجعه کند. در دنیای مدرن بیماریهای روحی و روانی بیشتز از بیماریهای جسمی شایع است.

در برخی از فرهنگها ممکن است فرد از مراجعه به روان شناس یا روان پزشک خجالت زده شود.

برنامه های کمک به کارکنان

زمان  استراحت کافی

مرخصی استرس

بهبود شرایط کاری