فوتبال و هویت ملی

فوتبال و هویت ملی

این نوشتار به بررسی رابطه فوتبال و هویت ملی پرداخته و پس از تعریف هویت ملی و ابعاد آن، فوتبال را به عنوان یکی از عناصر سازنده هویت ملی در عصر حاضر مورد توجه قرار داده است. مطلب حاضر همچنین تاثیر مثبت فوتبال بر تعلقات ملی در ایران و سایر کشورهای جهان را بررسی کرده است. این نوع تاثیر، در ایجاد هویت محلی نیز موثر است. تاثیر متقابل نظام سیاسی و فوتبال، تناقضات میان هویت محلی و هویت ملی، و هویت ملی و جهانی در بازی های فوتبال و بازیکنان آن، چالش های هویتی بازیگر فوتبال و نیز آسیب شناسی نقش هویت ملی در فوتبالف از دیگر موضوعاتی است که در این مطلب مورد بحث قرار گرفته است.

کلید واژه ها : فوتبال ، هویت ملی ، هویت محلی، هویت جهانی ، چالش های هویتی ، جام جهانی

ارایه درگاه پرداخت بانکی ePayBank.ir برای باشگاه ها و مدارس آموزش فوتبال 

ارایه درگاه پرداخت ePayBank.ir برای استادیوم های ورزشی برای فروش اینترنتی بلیت ورزشگاه 

اوج گیری جاذبه فوتبال در کشور ایران، طی سالیان اخیر، ابعاد و آثار اجتماعی ویژه ای، به ویژه در سطح ملی به این پدیده بخشیده است. توسعه لیگ های ورزشی و اقبال سازمان های مختلف به تشکیل و حمایت تیم ها و باشگاه های ورزشی ( فوتبال ) و جلب نظر اقشار جدیدی از مردم، از جمله زنان و بزرگسالان، تشدید تعلق خاطر طرفداران سنتی تیم های شناخته شده، بروز برخی رخدادهای خشونت بار در میادین ورزشی و چشمگیرتر از همه اینها، شکل گیری جشن های خودجوش ملی و فراگیر در شهرهای کشور پس از پیروزی تیم ملی، جلوه هایی از آثار اجتماعی فوتبال در ایران است. فوتبال به عنوان محبوبترین و پرهیجان ترین ورزش حرفه ای، هزاران نفر از جوانان ایرانی را مستقیما به عنوان ورزشکار، مربی، داور و دست اندرکاران امور اجرایی به خود مشغول داشته و فراتر از آن میلیون ها تن از جوانان مشتاق را به عنوان طرفداران پرشور درگیر کرده است. برگزاری مسابقات در سطوح گوناگون باشگاهی، ملی ، بین المللی ، مسیری برای توسعه ورزش حرفه ای و راهی برای پوشش اوقات فراغت علاقه مندان پرشمار است و بازتاب گسترده آن در رسانه های جمعی مخصوصا تلویزیون، فوتبال را به عنوان کاراترین و پردامنه ترین پدیده فراغتی مطرح ساخته است. بنابراین فوتبال علاوه بر کارکرد فراغتی اش آثار و ابعاد دیگری نیز برای مطالعه دارد. شکل گیری جریان اقتصادی در فوتبال با رونق گرفتن بازار نقل و انتقالات بازیکنان و مربیان حرفه ای، پخش تلویزیونی بازی ها و خرید و فروش امتیاز پخش آن، تبلیغات تجاری در جریان بازی ها و سرمایه گذاری کلان در حمایت از تیم های باشگاهی، ابعاد دیگری از این پدیده اجتماعی است. از طرف دیگر، با شکل گیری تجمعات بزرگ و پرهیجان تماشاچیان در ورزشگاه ها و کنش و واکنش هایی که در حاشیه بازی ها میان طرفداران جریان می یابد، مسائل امنیتی و قانونی پردامنه و پیچیده ای مطرح می شود که به ویژه با تشدید خشونت های رفتاری و گفتاری، ابعاد جدیدتری یافته است.

با رشد حوزه فعالیت رسانه های ورزشی و تنوع روش ها و تکثر مخاطبان آنها، دامنه تاثرگذاری فوتبال در عرصه رسانه ای به ویژه در حوزه مطبوعات بارزتر شده است. رسانه های ورزشی و مشخصا مطبوعات فوتبالی، پیوند فوتبال را با اجزای گوناگون جامعه تقویت کرده است، بگونه ای که بیشترین مخاطبان این رسانه ها، خوانندگانی هستند که نه ورزشکار محسوب می شوند و نه در عرصه ورزش کنش فعال دارند.

در راستای این ابعاد و آثار کارکرد و نقش هویتی فوتبال، قال تامل است. ورزش محبوب فوتبال با فضای رقابتی شدیدی که ایجاد می کند، به شکل گیری و مرزبندی گروه های رقیب دامن می زند و با استمرار آن در طول زمان، به قطب بندی های موجود، قوت و استمرار می بخشد. تکرار دوره بازی های لیگ ها در مقطع سالانه و بازی های بین المللی در سطوح و دوره های مختلف، موجب تصریح، تشدید و تقویت نگرش ها و گرایش های پدید آمده می شود. در این میان، مرزبندی قرمز و آبی در سطح ملی و تعریف موقعیت با موضع و موفقیت تیم ملی در بازی های منطقه ای و قاره ای و جهانی، آن هم با تکرار بازی در مقاطع زمانی یک، دو یا چهارساله، جهت گیری های همدلانه ملی و تقابل با رقبا را در عالم ذهن و عواطف طرفداران تقویت می کند، به گونه ای که اوج احساسات و هیجانات ملی را در بازی های حساس ملی یا باشگاهی میتوان مشاهده نمود.

در این مقاله، در صدد برآمده ایم تا با تحلیل واکنش های بازیکنان و فوتبال دوستان در سطح باشگاهی و ملی، به بررسی آثار فوتبال بر تقویت تعلقات ملی و شکل گیری اشتراکات ذهنی و روانی در سطوح گوناگون بپردازیم. در کنار آن، فوتبال می تواند آسیب هایی را در سطوح ملی و محلی بر هویت جمعی بگذارد و باعث ناآرامی و تضعیف هویت ملی شود. این مساله نیز در این مقاله مورد بررسی قرار می گیرد.

این تحلیل با اتکا بر مستنداتی از رفتار بازیکنان و تیم های محلی و ملی و مشاهدات مولفان از رفتار تماشاچیان در مسابقات جام جهانی سال 2006 و نیز فعل و انفعالاتت جاری در مسابقات حساس دو تیم برتر و پرطرفدار کشور یعنی استقللال و پیروزی، ارائه می شود و به دنبال دست یابی به شناختی از نقش و کارکرد فوتبال در تقویت هویت ملی و ارائه پیشنهاداتی برای تقویت و توسعه این کاربرد و بهره برداری بهتر از این سرمایه ملی است.

پیشینه

رویکرد جامعه شناسانه به فوتبال، دامنه متنوعی از موضوعات را در بر میگیرد. در ایران، آنچه بیش از همه مورد توجه بوده، خشونت های فوتبال و تاثیرات اجتماعی آن بوده است. برخی فوتبال را به عنوان یک واقعه اجتماعی تام دانسته اند و برای فوتبال و حتی خشونت های آنف خصلت کارنوالی قائل شده اند و برخی دیگر معتقدند که درباره خشونت های فوتبال، بیش از اندازه اغراق شده است و آثار سوء آن کمتر از سایر عرصه های زندگی است.

در عین حال مساله نقش فوتبال در هویت ملی، مدتی است که مورد توجه صاحب نظران قرار گرفته است. روی (2001) در مقاله ای با عنوان فوتبال، همبستگی اروپایی و هویت ملی به بررسی موردی تیم بارسلونا پرداخته است. کوالسکی (2005) نیز رابطه ورزش و هویت ملی را در اواخر قرن بیستم در اسکاتلند بررسی کرده است. دانیل باردسی و رابرت چاپل (2003) نیز در مقاله ای مقوله فوتبال و هویت ملی در اسکاتلند و ایرلند شمالی را مورد توجه قرار داده اند. لوگ (2006) نیز به مساله فوتبال و هویت ملی در استونی پرداخته است.

هویت ملی و ابعاد و نمادهای آن

هویت ملی و قومی، از انواع هویت جمعی و به معنای احساس همبستگی عاطفی با اجتماع بزرگ ملی و قومی و احساس وفاداری به آن است. در علوم اجتماعی و انسانی، نظر غالب آن است که ملت نه نژاد مشترک است و نه دولت مشترک، بلکه عوامل و عناصر اصلی ملت و ملیت زبان مشترک، دین مشترک و سرزمین مشترک می باشد. بدون آنکه هیچ کدام از عوامل سه گانه به تنهایی شاخص ملت و ملیت باشد. برخی از رشته ها، مثل علوم سیاسی، به جای ملت از مفاهیمی چون دولت، اقتدار سیاسی و جامعه مدنی استفاده می کنند. در جغرافیا، سرزمین مشترک را عامل اصلی پیوندهای ملی می دانند و در فلسفه، وحدت فرهنگی و تاریخ مشترک را. در این میان، انسان شناسان، جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعی، بیشتر به مفهوم هویت ما و احساسات مشترک و آگاهی جمعی توجه دارند که شالوده هویت ملی و قومی به شمار می آید.

هویت ملی ریشه در احساس تعلق به طایفه و تیره و قبیله و ایل و قوم دارد، اعضای طایفه که نیا و اداب و رسوم و رهبران مشترک دارند، در سرزمین معین ریست می کنند، همزبانند، با یکدیگر در زمینه های اقتصادی همکاری می کنند و برای دفاع از منافع می جنگند، معمولا دراای نام معین و هویت جمعی هستند.

هر قومی، روح خاص خود را دارد که کاملا متمایز از اقوام دیگر است و در هر مرحله از مراحل تاریخی اش ، هستی متفاوتی را به خود می گیرد. تمامی دست آوردهای یک قوم محصول این روح بوده و نشان خاص ان را با خود دارد، کما اینکه این نشان را بر افراد یا اعضا خود نیز حک می کند. از این منظر، زندگی طبیعی و سعادت فرد در پیوستن به این روح قومی،قرار دارد. روح قومی، همان هویت اجتماعی هر فرد است که از طریق انعکاس آن در فرد، جامعه را به وحدت و تمامیت خود می رساند. به دلیل آنکه روح قومی، نماد و معرف کل جامعه بوده و کل تاریخ و تمامی دست آوردهای فرهنگی – اجتماعی یک قوم حاصل آن می باشد، موضوع تعلق خاطر، دلبستگی و افتخار یا پرستش افراد آن قوم نیز می باشد.

هویت ملی را میتوان گفتمانی دانست که می کوشد وحدتی خاص برای مردم مشخص اثبات کند و آنها را به لحاظ اجتماعی به هم پیوند دهد. مفهوم اساسی در این گفتمان از این حیث، یعنی وحدت بخشی و ایجاد همبستگی اجتماعی، مفهوم ملت یا ملیت می باشد. مفهوم هم عرض این دو مفهوم، که کارکرد مشابهی دارد، مفهوم هویت ملی است که خصیصه جمعی یا کیستی اجتماعی افراد متعلق به یک ملت یا ملیت را مشخص می کند.

هویت ملی، اجزایی دارد که عناصر اساسی آن هستند. در هویت ایرانی، عناصری نظیر زبان فارسی، مذهب شیعه، مکان جغرافیایی و معدودی عنصر دیگر ابعاد هویت ملی هستند. اما در کنار این ابعاد اساسی، عناصر دیگری نیز هستند که میتوانند به تقویت هویت ملی کمک کنند. فوتبال یکی از این موارد است. البته باید وزن هر یک از این عناصر، از جمله فوتبال را مورد توجه قرار داد و از بزرگ نمایی و اغراق در نقش هویت سازی آن، پرهیز کرد. عناصر اساسی هویت ملی، اثراتی درپا دارند، در حالی که فوتبال، آثاری پررنگ اما زودگذر در هویت ملی دارد.

تاثیر فوتبال در هویت سازی

رقابت های ورزشی، جلوه ای تصعیدیافته از تنش های خشونت آمیز اقوام و ملت ها در روزگاران گذشته است. نوربرت الیاس معتقد است که ورزش، جبران خشونت های فیزیکی است که در قدیم مجاز شمرده می شد و اکنون مجاز شمرده نمی شود ( اباذری، 1381)  و بوردیو (1381)، آن را استفاده شمروع از تن می نامد، هر چند هنوز جنگ ها از این نظر، کارکرد هوتی خود را دارند. از این منظر، تمایزات بین کشورها ( و حتی بخش های کوچکتر یک شکور، که باهم رقابت دارند ) میتواند در ورزش خود را نشان دهد، با این تفاوت که ورزش، رفتاری نهایتا غیرخشونت امیز است و جایگزین درگیری های خشن و غیرعقلانی شده است.

رقابت مسالمت آمیز و مبتنی بر تفاهم و قرارداد اجتماعی در عصر حاضر، بسیاری از کارکردهای رقابت های خشن گذشته را برعهده گرفته و از این منظر، پیشرفتی در بشریت حادث شده است.

این مساله، گاه باعث شده تا ملت هایی که از لحاظ نظامی هم سطح نیستند نیز بتوانند هماورد شوند و از این منظر، برای ملل شعیف تر نوعی اعتماد به نفس ایجاد شده است. در سطح اروپا، پرتقال و اسپانیا، که جزو کشورهای درجه دو محسوب می شوند، در فوتبال اروپا، جایگاه ببرجسته ای دارند و توانایی و شانس رقابت یا پیروزی بر قدرتهای درجه اول را پیدا کرده اند. این مساله درباره کشورهای آفریقایی، که از حیث اقتصادی و سیاسی جزو ضعیف ترین کشورهای جنوب به شمار می آیند، ملموس است و فرصتی برای آنها در رقابت با کشورهای برتر دنیا، در صحنه بین المللی، فراهم آورده است.

فراگیرترین عرصه بروز رقابت های مسالمت آمیز ورزشی، در مسابقات جام جهانی فوتبال بروز می یابد. هر چند در جام جهانی، ملت های جهان با هم همبازی می شوند و از این طریق، آشنایی میان فرهنگ ها صورت می گیرد و صلح و دوستی تقویت می شود، اما مرزهای میان ملت ها، در فضای مسالمت آمیز و دوستانه به شکل بارزی برجسته می شود و تاکید بر تعلقات ملی و تمایزات بین ملت ها پذیرفته شده و تایید می گردد. از این منظر، فوتبال، کارکردی آموزشی برای یاددادن قواعد زندگی اجتماعی وش یوه های سازگاری با جامعه و مرزبندی های مرسوم یافته است.

بازی ایران و آمریکا در جام جهانی 1998 در فرانسه، نمونه بارزی از ایجاد پیوندهای عاطفی و برجسته شدن تعلقات مشترک در میان ایرانیان ساکن در نقاط مختلف جهان بود . از سوی دیگر، در شرایطی که فضای سیاسی ایران و آمریکا، این بازی را به صحنه نبرد غیر خشونت آمیز میان دو کشور تبدیل کرده بود، واکنش های خودجوش مردم ایران پس از پیروزی تیمشان، نشان داد که فراتر از تعارضات نظام های سیاسی دو کشور، مسابقه فوتبال قادر است نوعی جبهه هویتی پدید اورد. پیروزی ایران حتی کسانی را که چندان از تقابل های سیاسی موجود میان این دو نظام، خرسند نیستند، شاد کرد و به نحوی حس پیروزی بر رقیب را در آنان برانگیخت، بگونه ای که در این مسابقه، آمریکا حداقل به رقیب هویتی عموم ایرانیان تبدیل شد.

در بحبوحه چالش های سیاسی و ایدئولوژیک میان گروه های مختلف ایرانیان، از جمله موضعگیری های متفاوت اکثریت جامعه ایرانی با اقلیت هایی در کشور و با گروه هایی در خارج از کشور، مساله ای که بتواند آنها را به راحتی به هم پیوند دهد و کنار هم بنشاند، بسیار مهم است. در سالهای اخیر، جز فوتبال، فقط دو مساله خلیج فارس ( پس از بروز خطای مجله نشنال جئوگرافیک ) و نیز تاکید بر داشتن انرژی هسته ای، چنین توانی را داشته است، اما مسابقات مختلف و ادواری فوتبال در سطح باشگاهی، ملی، قاره ای، و جهانی توانسته است ایرانیان را در کنار هم و در جبهه ای واحد با تعلقات اجتماعی و عاطفی آشکار و قوی قرار دهد.

جذب اقوام در جامعه ملی توسط فوتبال یکی از کارکردهای هویت ساز آن است. واکنش پرحرارت اقوام ایرانی مانند کردهای ایران ( از جمله شهرهایی مانند گیلان غرب و سقز ) در حمایت از دو تیم برجسته پایتخت در جریان داربی ها و دو دستگی آنها ( حول محور دو رنگ آبی و قرمز ) در حمایت از یکی و مشاجره با طرفداران تیم مقابل در همان شهر یا در جریان بازی ها در تهران، نشان از سیطره تعلقات فوتبالی در سطح باشگاه های برتر کشور در برابر تعلقات منطقه ای و قومی است و شواهد دیگر در این مقوله را میتوان در حضور یافتن بازیکنانی از اقلیت های مذهبی در تیم ملی نیز جستجو و تحلیل نمود.

نقشی که تیم فوتبال در سطح بین المللی و در ایجاد و تعمیق هویت ملی دارد در سطح محلی نیز قابل مشاهده است. اکنون برای بسیاری از جوامع، بهره گیری از امکانی مانند فوتبال و سایر ورزش ها در ایجاد هویت ملی یا محلی، مهم شده است. برای مثال، سرمایه گذاری گسترده مادی و تبلیغاتی رسانه ای ترکیه برای تقویت باشگاه های فوبتال آن کشور به منظور حضور مقتدرانه در مسابقات باشگاهی قاره اروپا ( قاره فوتبال )، میتواند به تسهیل پذیرش ترکیه در اتحادیه اروپا، از طریق اروپایی شناخته شدن ترکیه نزد افکار عمومی اروپا منجر شود.

در کشور ایران نیزف کارکرد هویت سازی فوتبال در مورد تیم های برجسته و پرطرفدار به ویژه استقلال و پرسپولیس یا تیم های موفق شهرستانی، مصداق می یابد. در شهری مانند یزد که کمتر سابقه ای در ورزش قهرمانی و به ویژه در فوبتال داشته است، تیم فوتبال شهید قندی توانست در میان کسانی که به نحوی به فوتبال تعلق دارند، احساسی از تمایل و دلبستگی به یک موضوع ( سرنوشت تیم ) ایجاد کند. این تمایل، هیچ ارتباطی با لیاقت تیم برای پیروزی و توانایی های واقعی آن ندارد، بلکه شهروند یزدی در یک مسابقه، فقط طالب پیروزی تیمی است که به نحوی، برچسب یزد را دارد. این مقوله که صورتی شبه ایدئولوژیک دارد، میتواند به سادگی فردی را داخل در هویت محلی نماید و یک درون – گروه و برون – گروه روشن و بسیط ( تیم شهید قندی، تیم مقابل ) ایجاد کند. همین ویژگی است که تجمع انبوه چند ده هزار نفری تماشاچیان ثابت تیم شهید قندی در استادیوم ورزشی را تببین می کند. این مساله به نحوی دیگر، در تیم ابومسلم مشهد نیز صادق و قابل توجه است.

فوتبال و سیاست

فوتبال به دلیل اثرگذاری خود، جایگاه ویژه ای در عرصه روابط بین الملل و معادلات داخلی یافته است. محبوبیت و شهرت تیم ها و ستارگان فوتبال، قدرت اثرگذاری بالایی به آنها بخشیده است. این نفوذ و قدرت در سطح سیاسی هم نمود پیدا کرده است. ورود فوتبالیستهای برجسته به عالی ترین سطوح سیاسی، شاهدی بر این مدعاست. در سالهای اخیر، در چند کشور آمریکای لاتین، فوتبالیست ها کاندیدای ریاست جمهوری شده اند.

در ایران نیز چهره های ورزشی در انتخابات مجلس شورای اسلامی و شورای شهر تهران وارد شده و موفقیت هایی هم کسب کرده اند. در چند سال گذشته برخی چهره های ورزشی به دلیل حسن شهرت، کسب افتخارات ملی و کسب محبوبیت در میان مردم، از سوی گروه های سیاسی مختلف نامزد شدند و رای آوردند و چه بسا حضور آنان در لیست های یک گروه، توانست علاوه بر رای آوردن خود آنان، به موفقیت بیشتر گروه کمک نماید. علاوه بر ان، در بسیاری از رقابت های انتخاباتی، رای ورزشکاران و به ویژه فوتبالیست ها اهمیت داشته است. موضع گیری های انتخاباتی برجسته ورزشی شاهدی بر این مدعاست.

اقبال مردم به چهره های ورزشی، باعث شده تا هم ورزشکاران برجسته، اعتماد به نفس بیشتری برای حضور در عرصه های اجتماعی و رقابت با سیاسیون حرفه ای پیدا کنند و هم جریان های سیاسی از این اقبال مردم استفاده کرده و آنها را در لیست های خود بگنجانند، تا هم با رای اوردن ورزشکاران کرسی های بیشتری را به دست آورند و هم نام این ورزشکاران باعث تقویت لیست و رای اوردن اسامی دیگر بشود. به بیان دیگرف ورزش حرفه ای، اکنون به کمک سیاست حرفه ای آمده است.

از سوی دیگر، نفوذ فوتبال، مورد توجه و استفاده رهبران سیاسی نیز قرار گرفته است. حضور سران کشورها در مسابقات بین المللی فوتبال ، به عنوان تماشاچی و تشویق کننده تیم، و حتی حضور انها در تمرین های تیم ملی برای مسابقات بین المللی، نمونه ای از اقبال سیاست مداران به فوتبال و توجه آنان به محبوبیت و اهمیت این ورزش است.

چالش های هویتی بازیگر فوتبال

در باب هویت، در این زمانه، افرادی درگیر هویت های گوناگون محلی، ملی و جهانی هستند که گاه همراستای با هم و گاه در تعارض یا تفاوت با هم هستند. تعارض میان هویت های ملی و محلی، تاریخی نسبتا طولانی دارد، اما ایجاد هویت جهانی و چالش آن با هویت ملی، محصول دوران مدرنیته متاخر است و به ویژه توسط رسانه های جمعی تقویت شده است. سازگاری برقرار کردن میان این هویت ها و مدیریت آنها، دشوار است، یعنی فرد باید بتواند هویت های خردتر ( مانند هویت محلی ) را ذیل هویت های کلان تر تعریف کند و هنگام انتخاب میان عمل براساس تعلقات ملی و محلی، تعلقات محلی خود را کنار بگذارد.

در بازی فوتبال نیز، یک تیم یا بازیگر، گاه در معرض این هویت های چندگانه قرار می گیرد. این تعارض، گاه میان هویت ملی و محلی، و گاه میان هویت جهانی و ملی است. این مساله در مورد تماشاچیان نیز صادق است. اینکه بعضی وقت ها تماشاچیان یک تیم محلی، در بازی ملی، از موفقیت بازیکن تیم محلی رقیب خود چندان خوشحال نیستند، به دلیل آن است که هنوز نتوانسته اند میان دو نقش خود ( رقیب در سطح محلی و بازیکن در نقش ملی ) تفکیک ایجاد کنند.

عدم تمایز بین سطح محلی و ملی در فوتبال، گاهی در سطح مدیران و مربیان نیز به چشم می خورد.به عنوان مثال، ممکن است مربیان ملی که از تیمی محلی برخاسته اند، در انتخاب بازیکنان منافع تیمی را بر مصالح ملی ترجیح دهند. در این صورت، بازخورد ان انتخاب در میان تماشاچیان و علاقه مندان به فوتبال، موضع تیمی آنها را تشدید می کند و به صورت تجمعی به کاهش مضاعف تعلقات ملی منجر می شود. این موضوع در شرایطی که تیم دچار ضعف عملکرد می شود یا به هر دلیل از دست یابی به نتایج مطلوب باز می ماند، برجستگی بیشتر می یابد. در اینجا، استدلال ها علیه دست اندرکاران تیم ملی، بیشتر به اختلافات سابق و احیانا نقدهایی که زمان انتصاب این مسئولان مطرح شده بوده، برمیگردد. رواج ادعاهایی از قبیل اینکه اگر مربی از تیم ما انتخاب شده بود، نمی باختیم یا اگر ترکیب تیم متعادل تر بود ( یعنی از تیم ما بازیکنان بیشتری انتخاب شده بودند)، نتیجه بهتری می گرفتیمف در این موقعیت ها، حکایت از موضعی پیشین درباره مساله جدید دارد.

باید توجه داشت که اگر چه گفته می شود فوتبال امروز تبدیل به علم شده است ( البته شده است )، اما باز هم در فوتبال، رخدادهای غیرمترقبه اتفاق می افتدو بخشی از آن به شمار می ورد.بر این ساسا، وقتی چنین اتفاقات غیرمترقبه ای به حصول نتیجه ضعیفی منجر شود، به جای استدلال های فنی و عقلانی، هیجانات جمعی مبتنی بر تعلقات محلی ظهور بیشتری پیدا می کند.

عدم تفکیک بین تعلقات ملی و منافع باشگاهی، گاه به تغضیف جایگاه ملی یک فوتبالیست حرفه ای منجر می شود. الزامات حرفه ای در فوتبال، در برخی موارد، موجب می شود برای حفظ آمادگی در سطح باشگاهی، اهتمام کافی به بازی های ملی داده نشود. لژیونرها، همواره به صورت بالقوه در معرض چنین تعارض منافعی قرار دارند. در این شرایط، هویت ملی یک بازیکن، فدای موقعیت حرفه ای او در سطح جهانی می شود.

حرفه ای شدن فوتبال در سطح جهان، باشگاه های معتبر فوتبال را به مثابه شرکت های چند ملیتی متشکل از بازیکنانی با ملیت های گوناگون دراورده است. در اینجا نی زمنافع باشگاهی رسما بر تعلقات ملی رجحان می یابد. مثلا وقتی یک تیم مشهور انگلیسی از بازیکنان شاخصی از ملیت های دیگر بهره می گیرد، اهتمام این بازیکنان در مسابقات باشگاه ها در سطح قاره ای بر پیروزی تیم خود بر سایر رقبا حتی از تیم های کشور خودشان است. با پیروزی منچستر یونایتد بر یک تیم پرتقالی، در لیگ باشگاه های اروپا، رونالدوی پرتقالی در جشن پیروزی انگلستان بر تیم پرتقال شرکت می کند و طبیعتا برای تماشاچیان انگلیسی افتخار می آفریند.